تبلیغات
فرقان - آشیانى براى دل
فرقان
یِا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَاناً

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

آشیانى براى دل

عجیب این شعربه دلم نشسته...

باز بحر كرم، تلاطم كرد
تا خط روشنى نگردد گم
سر بر افراشت بیت دیگر باز
هاجرى در كویر منزل كرد
آشیانى ز صدق بر پا شد
ریگزارش بهاى گوهر یافت
گشت جّن وملَك طواف گرش
سرخوشان، رو به آن سرا كردند
دردمندان شفا از آن جستند
عارفانى كه محو یار شدند
آن چنان سرافراز شد آن خاك
ساحتش جلوه گاه ایمان شد
گوهر علم را صدف گردید
قم، چو فیض وجود فاطمه یافت
گشت ام اُمُّ القُرإ و گشت بنام
اى جمال از تو زیب و فر جسته !
آستان تو، آشیانه دل
زایران تو زایران شرف
خاك كوى تو مایه بركات
در گهت قبله توسّل عام
رنگ وبویى ز كاظمین در آن
عطر جان، بوى آشنا دارد
اى تو اسلام را بتول ِ دگر
زهره آسمان ِ تقوایى
از تبار نجوم باهره اى
زاده دامن هدایى تو
گلى از گلستان «طاها» یى
سایه «والضّحى» بسر دارى
رُ سته از شاخسار «یاسینى»
خاندان تو، خاندان امید
عقل، سرمایه كیان شماست
علم اگر پرتو شما گیرد
وَز شما بهره گر هنر دارد
زیور راستى ز نام شماست
شیوه مهترىّ و راه درست
هر كجا نورى از صفاست در آن
گردن جود، در كمند شماست
قلّه هاى بلند ایثارید
هر كه از داد و دین نشان دارد
بى شما در حیات رونق نیست
من بدین خانه آمدم به نیاز
دردمندم دواى دل خواهم
گرچه درمانده اى تهى دستم
شرمسارم از آنكه پر گنهم
اى شما رویگاه درویشان
رانده زین خاندان «حمید» مباد
گرنه امّید طاعت است مرا
  موجى انگیخت نام آن قم كرد
سر بر افراشت آیتى از قم
از كویرى برنگ و بوى حجاز
عشق بر پا سراچه دل كرد
كعبه صادقانه دنیا شد
سعى دیگر صفاى دیگر یافت
قبله عشق گشت خاك درش
سر نهادند و، تن رها كردند
نوشداروى زخم جان جستند
خاكبازان آن دیار شدند
تا كه مهر نماز شد آن خاك
پایگاه حدیث و قرآن شد
زین جهت، تالى نجف گردید
هر چه از عزّت و شرف، همه یافت
شهر خون ، شهر علم، شهر قیام
و ز كمالت ادب ثمر جسته
وان دلستان پراز ترانه دل
در طواف تو عارفان زده صف
بیت نورانى تو باب نجات
پُر ز و ِرد و دعا و ذكر وسلام
نقشى از مَضْجَع ِ حسین در آن
نكهت روضه رضا دارد
شیعه را بَضْعة الرّسول ِ دگر
بر سریر عفاف، زهرایى
وارث عصمتىّ و طاهره اى
دُرّى از درج «انّما» یى تو
رشك خورشید عالم آرایى
رختى از «هَلْ اتى» ببر دارى
«فاطمه» خوى و، «زینب» آئینى
منزل وحى و مظهر توحید
فضل،میراث جاودان شماست
در كف از روشنى عصا گیرد
جلوه در جمله بحر و بر دارد
مردمى جرعه نوش جام شماست
جز ز رسم شما نشاید جست
برقى از صفوت شماست در آن
همه هستى نیازمند شماست
نخل هاى كریم پر بارید
خیمه در سایه سارتان دارد
دور از خانه شما حق نیست
اى ولى نعمتان خسته نواز
و ز طبیبان شفاى دل خواهم
بانگ «لا تقنطوا» شیندستم
خانه زادم اگرچه رو سیهم
دست گیریدم اى صفاكیشان
كس از این خانه ناامید مباد
بر تو چشم شفاعت است مرا

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : طریق وصال

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان